<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>ناتوانی های یادگیری</title>
    <link>https://jld.uma.ac.ir/</link>
    <description>ناتوانی های یادگیری</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 21 Jan 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 21 Jan 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>اثر بخشی درمان مبتنی بر شفقت بر استرس والدگری و کیفیت زندگی مادران کودکان دارای ناتوانی یادگیری</title>
      <link>https://jld.uma.ac.ir/article_4374.html</link>
      <description>هدف:هدف این پژوهش بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت در کاهش استرس والدگری و افزایش کیفیت زندگی مادران کودکان مبتلا به ناتوانی‌ یادگیری بود.مواد و روش‌ها: پژوهش نیمه‌ آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمام مادران کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری شهر اردبیل در سال 1404 بود. 30 مادر به‌طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایش 8 جلسه درمان مبتنی بر شفقت دریافت کردند، در حالی که گروه کنترل هیچ‌گونه مداخله‌ای دریافت نکرد. ابزارهای جمع‌آوری داده شامل پرسشنامه استرس والدگری و پرسشنامه کیفیت زندگی بودند. داده ها با نرم افزار spss نسخه 26 تحلیل شدند.یافته‌ها: نتایج نشان داد که میانگین نمرات استرس والدگری گروه آزمایش در پس‌آزمون نسبت به گروه کنترل به‌طور معناداری کاهش یافت (P&amp;amp;lt;0.001). همچنین، میانگین نمرات کیفیت زندگی گروه آزمایش در پس‌آزمون نسبت به گروه کنترل به‌طور معناداری افزایش یافت (P&amp;amp;lt;0.001). نتیجه گیری: درمان مبتنی بر شفقت به‌طور کلی مداخله‌ای مؤثر برای کاهش استرس والدگری و افزایش کیفیت زندگی مادران کودکان مبتلا به ناتوانی‌های یادگیری است. این رویکرد می‌تواند در برنامه‌های حمایتی برای خانواده‌های این کودکان به کار رود. پیشنهاد می‌شود تحقیقات آینده با نمونه‌های بزرگ‌تر و پیگیری‌های طولانی‌مدت، اثرات مداخله را بیشتر ارزیابی کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی برنامه توانبخشی شناختی حرکتی بر خطاهای دیکته دانش‌آموزان نارسانویس چکیده</title>
      <link>https://jld.uma.ac.ir/article_4478.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه توانبخشی شناختی-حرکتی بر کاهش خطاهای دیکته دانش-آموزان نارسانویس بود. روش‌ها: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری با گروه آزمایش و کنترل اجرا گردید. جامعه آماری پژوهش دانش‌آموزان پسر پایه سوم مراجعه کننده به مرکز اختلالات یادگیری شهر اصفهان در سال 1404-1403 تشکیل می‌دادند که از بین آن‌ها 30 دانش‌آموز با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش به مدت 15 جلسه 45 دقیقه‌ای برنامه توانبخشی شناختی-حرکتی را دریافت کردند، دانش-آموزان گروه کنترل نیز، آموزش‌های معمول مرکز اختلالات یادگیری را دریافت کردند و در پایان مداخله پس از دو ماه پیگیری انجام شد. برای جمع‌آوری داده‌ها از آزمون هوش وکسلر نسخه پنجم، آزمون کانرز (فرم والدین) و آزمون محقق ساخته دیکته استفاده شد. داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس مکرر در محیط SPSS-26 تحلیل شد. یافته‌ها: نتایج تحلیل واریانس مکرر نشان داد برنامه توانبخشی شناختی-حرکتی بر بهبود حافظه دیداری، حساسیت شنیداری، نارسانویسی و دقت دانش‌آموزان نارسانویس در سطح (05/0) اثربخش و معنادار بود و در توالی دیداری و خطای نوشتاری تفاوت معنادار نبود. نتیجه‌گیری: برنامه توانبخشی شناختی-حرکتی با استفاده از مسیر دوگانه شناخت و حرکت و تحریک حس عمقی مغز عملکرد دیکته دانش‌آموزان را در خرده مؤلفه‌های حافظه دیداری، حساسیت شنیداری، دقت و نارسانویسی بهبود بخشید؛ بنابراین می‌تواند به عنوان یکی از محورهای مداخله در حوزه اختلالات یادگیری مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی پدیدارشناختی چالش‌ها و راهکارهای مقابله‌ای والدین در مواجهه با کودکان دارای اختلال یادگیری خاص: یک پژوهش کیفی</title>
      <link>https://jld.uma.ac.ir/article_4375.html</link>
      <description>هدف: اختلال یادگیری خاص به‌عنوان یکی از اختلال‌های شایع عصبی-رشد، علاوه بر کودکان، چالش‌ها و مشکلات فراوانی برای والدین نیز به همراه دارد. هدف از پژوهش حاضر واکاوی و بازنمایی تجارب زیسته والدین کودکان دارای اختلال یادگیری خاص بود. روش‌ها: روش پژوهش حاضر، کیفی از نوع پدیدارشناسانه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را والدین کودکان دارای اختلال یادگیری خاص در شهر تهران تشکیل دادند. با توجه به ماهیت پژوهش و هدف آن، از روش نمونه‌گیری هدفمند استفاده شد. بدین منظور تعداد 13 نفر از والدین کودکان دارای اختلال یادگیری خاص مراجعه کننده به کلینیک روانشناسی و توان‌بخشی دانش بنیان آتیه با رعایت اصل اشباع داده‌ها به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار پژوهش حاضر مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته بود. مصاحبه‌ها با استفاده از روش هفت‌مرحله‌ای کلایزی(1978) تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها: یافته‌های پژوهش در سه محور شناسایی چالش‌ها و مشکلات والدین کودکان دارای اختلال یادگیری خاص(4 مضمون اصلی و 26 مضمون فرعی)، محور شناسایی و ارائه راهکارهای مؤثر باهدف بهبود کیفیت زندگی والدین کودکان دارای اختلال یادگیری خاص(4 مضمون اصلی و 20 مضمون فرعی) و محور امید و چشم‌انداز نسبت آینده(1 مضمون اصلی و 2 مضمون فرعی) دسته‌بندی شدند.نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌های به دست‌آمده می‌توان نتیجه گرفت طراحی و اجرای برنامه‌های حمایتی هدفمند و مبتنی بر راهکارهای ارائه شده با هدف افزایش کیفیت زندگی آن‌ها ضروری است؛ بنابراین پیشنهاد می‌شود برنامه‌های حمایتی هدفمند و مبتنی بر راهکارهای ارائه شده باهدف افزایش کیفیت زندگی و کاهش چالش‌ها و مشکلات والدین کودکان دارای اختلال یادگیری طراحی و اجرا شود</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی مداخله مبتنی بر توانبخشی شناختی رایانه‌ای (آرام) بر سرعت پردازش اطلاعات و ادراک دیداری-فضایی در دانش‌آموزان مبتلا به اختلال یادگیری خاص</title>
      <link>https://jld.uma.ac.ir/article_4427.html</link>
      <description>چکیدهاهداف: اختلال یادگیری خاص یکی از شایع‌ترین مشکلات تحصیلی کودکان است و می‌تواند مهارت‌های شناختی و عملکرد آموزشی آنان را کاهش دهد. این مطالعه اثر مداخله مبتنی بر توانبخشی شناختی رایانه‌ای (ARAM) بر سرعت پردازش اطلاعات و ادراک دیداری&amp;amp;ndash;فضایی دانش‌آموزان با اختلال یادگیری خاص را بررسی کرد.مواد و روش‌ها: این پژوهش نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون&amp;amp;ndash;پس‌آزمون و گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل دانش‌آموزان پسر ۹ تا ۱۰ سال مبتلا به اختلال یادگیری بود که در سال ۱۴۰۳ به مرکز مشاوره کودک و نوجوان درخشش نجف‌آباد مراجعه کردند. سی نفر به روش هدفمند انتخاب و به‌طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (۱۵ نفر هر گروه) جای گرفتند؛ پس از ریزش، تحلیل داده‌ها روی ۲۷ نفر انجام شد. ابزار پژوهش شامل خرده‌مقیاس‌های رمزنویسی و نمادیابی برای سرعت پردازش اطلاعات و طرح مکعب و معماهای بصری برای ادراک دیداری&amp;amp;ndash;فضایی از مقیاس هوش وکسلر کودکان ویرایش پنجم بود. گروه آزمایش ۱۲ جلسه ۴۵ دقیقه‌ای مداخله دریافت کرد و گروه کنترل هیچ آموزشی ندید. داده‌ها با تحلیل کوواریانس چندمتغیری و تک‌متغیری در SPSS-27 بررسی شد.یافته‌ها: پس از کنترل نمرات پیش‌آزمون، اثر گروه بر مجموعه متغیرها معنادار بود (&amp;amp;Lambda; = 0.274, F(2,22) = 29.10, p &amp;amp;lt; 0.001, &amp;amp;eta;&amp;amp;sup2;p = 0.726). همچنین، مداخله بر سرعت پردازش اطلاعات و ادراک دیداری&amp;amp;ndash;فضایی به طور جداگانه نیز اثر معنادار داشت.نتیجه‌گیری: آموزش توانبخشی شناختی رایانه‌ای آرام، سرعت پردازش اطلاعات و ادراک دیداری&amp;amp;ndash;فضایی دانش‌آموزان مبتلا به اختلال یادگیری خاص را بهبود می‌بخشد و می‌تواند به‌عنوان روشی عملی در مدارس و مراکز آموزشی به کار رود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی برنامه یکپارچگی حسی بر ادارک فضایی و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان با ناتوانی یادگیری خاص</title>
      <link>https://jld.uma.ac.ir/article_4403.html</link>
      <description>هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی یک برنامه ساختاریافته مبتنی بر یکپارچگی حسی بر بهبود ادراک فضایی و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان با ناتوانی یادگیری خاص در دوره ابتدایی بود.روش‌ها: روش پژوهش از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون &amp;amp;ndash; پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش‌آموزان مبتلا به ناتوانی یادگیری خاص پایه‌های اول تا پنجم ابتدایی شهرستان شاهرود در سال تحصیلی 1403-1404 بود که از بین آنها نمونه‌ای به حجم 30 دانش‌آموز با عملکرد ضعیف به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شده و به‌طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) جایدهی شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از آزمون ادراک دیداری- فضایی فراستیگ (1963) و پرسشنامه پیشرفت تحصیلی فام و تیلور (1999) استفاده شد. برای گروه آزمایش 10 جلسه 45 دقیقه‌ای برنامه یکپارچگی حسی اجرا شد و در این مدت گروه کنترل مداخله‌ای دریافت نکردند. یافته‌ها: نتایج با استفاده از آزمون کوواریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل شد. نتایج نحلیل کوواریانس نشان داد که تفاوت آماری معناداری بین میانگین نمرات دو گروه آزمایش و کنترل، در نمره کل متغیرهای ادراک فضایی (324/70F=) و پیشرفت تحصیلی (176/80F=) وجود دارد. نتیجه‌گیری: برنامه یکپارچگی حسی با توجه به تحریک نظام‌مند سیستم‌های حسی مختلف از جمله لامسه، دهلیزی و عمقی، بر بهبود ادراک فضایی و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان با مشکلات ویژه یادگیری، مؤثر بوده و با توجه به این اثربخشی می‌تواند به عنوان راهبردی اساسی برای تقویت ادراک فضایی و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان مخصوصا دانش‌آموزان دارای ناتوانی یادگیری خاص توسط معلمان، مشاوران و متخصصان یادگیری استفاده گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی برنامه مداخله روان‌شناسی مثبت‌گرا بر خودکارآمدی و هیجان‌های مثبت و منفی تحصیلی دانش‌آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه</title>
      <link>https://jld.uma.ac.ir/article_4425.html</link>
      <description>هدف: هدف پژوهش حاضر مطالعه اثربخشی برنامه مداخله روان‌شناسی مثبت‌گرا بر خودکارآمدی و هیجان‌های مثبت و منفی تحصیلی دانش‌آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه بود. روش ها: در این راستا، در یک روش نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل 30 دانش‌آموز پایه ششم ابتدایی در سال تحصیلی 1403-1402 با خودکارآمدی و هیجان‌مثبت تحصیلی پایین و منفی بالا بر اساس نقطه برش مقیاس‌های خودکارآمدی تحصیلی جینک و مورگان و پیشرفت تحصیلی پکران و همکاران به صورت در دسترس و داوطلبانه انتخاب شدند. این افراد به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش 15 نفره گمارده شدند. بسته مداخله روان‌شناسی مثبت‌گرا طی 10 جلسة 45 دقیقه‌‌ای (هر هفته یک جلسه) در طول 3 ماه فقط بر گروه آزمایش اجرا شد. هر دو گروه قبل و بعد از مداخله مقیاس‌ها را تکمیل کردند. یافته ها: تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که مداخله روان‌شناسی مثبت‌گرا بر خودکارآمدی تحصیلی و هیجان‌های مثبت و منفی تحصیلی به صورت معنی‌داری بر دانش‌آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه اثربخش بود. نتیجه گیری: بر این اساس می‌توان نتیجه گرفت که مداخله روان‌شناسی مثبت‌گرا بر خودکارآمدی و هیجان‌های مثبت و منفی تحصیلی بر دانش‌آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه موثر است. مداخله روان‌شناسی مثبت‌گرا برای این گروه از دانش‌آموزان و نیز سایر دانش‌آموزان دارای نارسایی‌های تحولی نیز پیشنهاد می‌شود</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی هیپنوتراپی تحلیلی شناختی بر تنظیم هیجانی و خود پنداره تحصیلی در دانش‌آموزان پایه پنجم و ششم مبتلا به اختلال یادگیری ویژه</title>
      <link>https://jld.uma.ac.ir/article_3968.html</link>
      <description>هدف:هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی هیپنوتراپی تحلیلی شناختی بر تنظیم هیجانی و خود پنداره تحصیلی در دانش‌آموزان پایه پنجم و ششم دارای اختلال یادگیری ویژه بود.روش ها:این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش‌آموزان پسر پایه پنجم و ششم دارای اختلال یادگیری ویژه مراجعه کننده به مرکز اختلالات یادگیری شهر بهار در سال 1402-1403 بود. که از بین آنها 29 دانش آموز با روش نمونه گیری در دسترس با شیوه داوطلبانه و برحس شرایط ورود و خروج انتخاب شده و بصورت تصادفی در دو گروه (14 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه کنترل ) جایگزین شدند. ابزار گردآوری داده شامل پرسشنامه تنظیم هیجانی گروس و جان (2003) و خودپنداره تحصیلی چن و تامپسون (2004) بود. گروه آزمایش 8 جلسه 60 دقیقه ای (دوبار در هفته ) تحت درمان هیپنوتراپی با رویکرد شناختی-رفتاری براساس پروتکل هپ (2012) قرار گرفتند و گروه کنترل در این مدت هیچ نوع درمان و کلاس تقویتی دریافت نکردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کواریانس چند متغیره (MANCOVA) با نرم افزار SPSS25 استفاده شد. یافته ها:نتایج نشان داد هیپنوتراپی تحلیلی شناختی بر ترکیب خطی تنظیم هیجانی و خودپنداره تحصیلی در دانش آموزان مبتلا به اختلال یادگیری ویژه تاثیر معنی دار دارد(05/0&amp;amp;gt;P). میزان تاثیر هیپنوتراپی تحلیلی شناختی بر افزایش تنظیم هیجانی 652/0و خودپنداره تحصیلی 751/0 بوده است. نتیجه گیری:هیپنوتراپی تحلیلی شناختی بهبود چشمگیری در تنظیم هیجانی و خودپنداره تحصیلی دانش‌آموزان پایه پنجم و ششم با اختلال یادگیری ویژه ایجاد می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر توانبخشی شناختی بر ادراک دیداری-حرکتی (خطای شکل، خطای چرخش، خطای ترکیب، خطای تداوم) دانش‌آموزان دچار اختلال یادگیری خاص</title>
      <link>https://jld.uma.ac.ir/article_4321.html</link>
      <description>اهداف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر توانبخشی شناختی بر ادراک دیداری-حرکتی (خطای شکل، خطای چرخش، خطای ترکیب، خطای تداوم) دانش‌آموزان دچار اختلال یادگیری خاص انجام گرفت.مواد و روش‌ها: روش پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه‌ی آماری پژوهش را تمامی دانش‌آموزان با اختلال یادگیری خاص مراجعه کننده به مرکز اختلالات یادگیری شهر اردبیل در سال‌تحصیلی 1401-1400 تشکیل دادند که از بین آنها با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس، 40 دانش‌آموز انتخاب شده و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (20 نفر) و گروه کنترل (20 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش، ۱۱ جلسه مداخله‌ی مبتنی بر توانبخشی شناختی را دریافت نمودند. برای جمع‌آوری داده‌ها از آزمون ادراک دیداری-حرکتی بندر-گشتالت (1983) استفاده شد. داده‌ها از طریق آزمون آماری تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که مداخله‌ی توانبخشی شناختی موجب بهبود معنادار ادراک دیداری-حرکتی (خطای شکل، خطای چرخش، خطای ترکیب، خطای تداوم) در دانش‌آموزان با اختلال یادگیری خاص گروه آزمایش شده است (01/0&amp;amp;gt;P).نتیجهگیری: بنابراین، می‌توان نتیجه‌گیری کرد که مداخله‌ی توانبخشی شناختی می‌تواند به کاهش خطاهای ادراک دیداری-حرکتی دانش‌آموزان با اختلال یادگیری خاص کمک کند و به‌کارگیری چنین مداخلاتی در محیط آموزشی می‌تواند نقش مهمی در ارتقای مهارت‌های ادراک دیداری-حرکتی این دانش‌آموزان ایفا نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی مداخله ذهنیت رشد یابنده بر ادراک خود و توانمندسازی روانشناختی دانش‌آموزان دارای اختلال یادگیری خاص</title>
      <link>https://jld.uma.ac.ir/article_4367.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی مداخله ذهنیت رشدیابنده بر ادراک خود و توانمندسازی روانشناختی دانش‌آموزان دارای اختلال یادگیری خاص انجام گرفت.
موارد و روش‌ها: روش پژوهش حاضر‌ نیمه‌آزمایشی از نوع پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه‌آماری این پژوهش شامل تمامی دانش‌آموزان دختر دارای اختلال یادگیری خاص دوره‌ی متوسطه‌ی اوّل در سال تحصیلی 1404-1405 شهر اردبیل بود. بدین منظور تعداد 30 دانش‌آموز دختر دارای اختلال یادگیری برحسب ملاک‌های ورود به پژوهش به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. پس از انجام پیش‌آزمون به‌وسیله پرسشنامه ادراک خود پورحسین ‌(1386) و پرسشنامه توانمندی روانی-تحصیلی صیادی و همکاران (1389)، گروه آزمایشی 8 جلسه (هرهفته 2 جلسه) 60 دقیقه‌ای برنامة آموزش ذهنیت رشدیابنده دوئیک و همکاران (2014) را دریافت کردند، درحالی که گروه کنترل هیچ برنامة مداخله‌ای دریافت نکرد. داده‌ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره در نرم‌افزار SPSS.26 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که بین میانگین ادراک خود (05/0&amp;amp;gt;P، 90/4F=، 159/0ηp2=) و توانمندسازی روانشناختی(001/0&amp;amp;gt;P، 18/13F=، 336/0ηp2=)  دانش‌آموزان گروه آزمایش و کنترل در پس‌آزمون تفاوت معناداری وجود دارد. بدین‌صورت که بعد از اجرای مداخله ذهنیت رشدیابنده میانگین نمرات متغیرها در دانش‌آموزان دارای اختلال یادگیری در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل به‌طور معناداری افزایش یافته است.
نتیجه‌گیری: مداخله ذهنیت رشد یابنده بر ادراک خود و توانمندسازی روانشناختی دانش‌آموزان دارای اختلال یادگیری خاص تأثیر مثبت دارد. بنابراین، می‌توان گفت که از این مداخله می‌توان برای ارتقاء توانمندسازی روانی-تحصیلی دانش‌آموزان دارای اختلال یادگیری استفاده کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نارساخوانی و رویکردهای درمانی مبتنی بر تربیت بدنی: یک مطالعه فراترکیب</title>
      <link>https://jld.uma.ac.ir/article_4415.html</link>
      <description>مقدمه: این مطالعه با هدف تحلیل رویکردهای درمانی مبتنی بر تربیت بدنی در کودکان مبتلا به نارساخوانی (دیسلکسیا) و بررسی شواهد علمی در این زمینه انجام شد.روش تحقیق: پژوهش حاضر از روش کیفی فراترکیب برای تجزیه و تحلیل نتایج مطالعات پیشین استفاده کرد. جامعه هدف شامل مقالات منتشر شده از سال 1389 تا 1403 در پایگاه‌های معتبر مانند PubMed، ERIC، SID و Google Scholar بود. پس از ارزیابی مقالات از نظر اعتبار و هم‌راستایی با اهداف تحقیق، 25 مقاله به‌صورت گزینشی انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده‌ها از طریق شناسایی و کدگذاری مفاهیم کلیدی انجام گرفت که منجر به استخراج 110 کد اولیه شد و پس از تحلیل عمیق، این کدها به 8 مقوله محوری و 2 مقوله اصلی تقسیم شدند.یافته‌ها: نتایج نشان دادند که عوامل مهم در ابتلا به نارساخوانی شامل مشکلات ادراکی، بصری، توجه، تمرکز و اختلالات وضعیت بدنی هستند. رویکردهای مبتنی بر فعالیت بدنی، مانند ورزش درمانی و تمرینات بینایی-حرکتی، بهبود مهارت‌های حرکتی، تعادل، هماهنگی بصری-حرکتی، عملکرد شناختی و توانایی‌های اجتماعی و روانی کودکان مبتلا به دیسلکسیا را تسهیل می‌کنند.نتیجه‌گیری: ادغام ورزش، تمرینات بینایی-ورزشی و روش‌های بازی‌محور در برنامه‌های آموزشی کودکان مبتلا به دیسلکسیا می‌تواند علاوه بر پیشرفت تحصیلی، کیفیت زندگی این کودکان را نیز بهبود بخشد. همچنین، تشخیص زودهنگام مشکلات حرکتی و مداخلات ورزشی مناسب برای غلبه بر چالش‌های یادگیری ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش بهزیستی روانشناختی و بهزیستی معنوی در پیش‌بینی فرسودگی شغلی معلّمان دانش‌آموزان با اختلال یادگیری خاص</title>
      <link>https://jld.uma.ac.ir/article_4509.html</link>
      <description>اهداف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش بهزیستی روانشناختی و بهزیستی معنوی در پیش‌بینی فرسودگی شغلی معلّمان دانش‌آموزان با اختلال یادگیری خاص انجام گرفت.مواد و روش‌ها: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه‌ی آماری پژوهش را تمامی معلّمان دانش‌آموزان با اختلال یادگیری خاص شهر اردبیل، تشکیل دادند که از میان آن‌ها با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس 100 معلّم به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه‌ی بهزیستی روانشناختی ریف، پرسشنامه‌ی بهزیستی معنوی پالوتزین و همکاران و پرسشنامه‌ی فرسودگی شغلی مسلش استفاده شد. داده&amp;amp;rlm;ها &amp;amp;rlm;&amp;amp;rlm;با روش آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که بین بهزیستی روانشناختی و بهزیستی معنوی با فرسودگی شغلی معلّمان دانش&amp;amp;rlm;آموزان با اختلال یادگیری خاص رابطه‌ی منفی معناداری وجود دارد. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون آشکار کرد که تقریباً 61 درصد از واریانس فرسودگی شغلی معلّمان دانش&amp;amp;rlm;آموزان با اختلال یادگیری خاص براساس بهزیستی روانشناختی و بهزیستی معنوی قابل پیش&amp;amp;rlm;بینی است که متغیر بهزیستی معنوی سهم بیشتری داشت (01/0p&amp;amp;lt;).نتیجهگیری: بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت که بهزیستی روانشناختی و بهزیستی معنوی در پیش‌بینی فرسودگی شغلی معلّمان دانش‌آموزان با اختلال یادگیری خاص نقش معناداری دارند که نیازمند توجه و برنامه‌ریزی توسط مسئولین و دست‌اندرکاران آموزش و پرورش استثنایی می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی استراتژی یاددهی-یادگیری مغز محور بر انعطاف‌پذیری شناختی و اشتیاق تحصیلی دانش‌آموزان دارای اختلال یادگیری خاص</title>
      <link>https://jld.uma.ac.ir/article_4550.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی استراتژی یاددهی-یادگیری مغز محور بر انعطاف‌پذیری شناختی و اشتیاق تحصیلی دانش‌آموزان دارای اختلال یادگیری خاص صورت گرفته است. روش‌ها: روش تحقیق مطالعه حاضر با توجه به موضوع آن، نیمه‌آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل کلیه دانش آموزان پایه ششم ابتدایی دارای اختلال یادگیری خاص شهر بابل در سال تحصیلی 05-1404 بودند. نمونه آماری تحقیق شامل 40 نفر از دانش‌آموزان دارای اختلال یادگیری خاص بودند که به روش نمونه گیری در دسترس و بر اساس ملاک‌های ورود و خروج انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر) و کنترل (20 نفر) گمارش گردید. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی دنیس و همکاران (2010) و پرسشنامه اشتیاق تحصیلی فردریکز و همکاران (2004) استفاده شده است. گروه آزمایش تحت‌ مداخله‌ با استراتژی‌های یاددهی‌-یادگیری مغز محور فلوریدا (2016) طی 18 جلسه 2 ساعته، هفته ایی 2 جلسه قرار گرفتند.یافته ها: نتایج تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد بین گروه آزمایش و کنترل در انعطاف پذیری شناختی و اشتیاق تحصیلی تفاوت آماری معناداری وجود دارد. به طوری که میانگین گروه آزمایش در انعطاف پذیری شناختی و اشتیاق تحصیلی به طور معناداری بالاتر از گروه کنترل می باشد (001/0P&amp;amp;lt;). نتیجه گیری: یافته‌های این پژوهش اطلاعات مفیدی را در ارتباط با مداخله استراتژی یاددهی-یادگیری مغز محور فراهم می‌کند و مشاوران و روان‌شناسان می‌توانند برای بهبود انعطاف‌پذیری شناختی و اشتیاق تحصیلی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص از این مداخله استفاده نمایند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
